محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
272
رشحات البحار ( فارسى )
بگو : « همان كسى آن را زنده مىكند كه نخستين بار آن را آفريد ؛ و او به هر مخلوقى داناست إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا « 1 » در آن هنگام كه زمين به شدت لرزه درمىآيد ، و كوهها درهم كوبيده مىشود ، و به صورت غبار پراكنده درمىآيد . ملازمه ميان هيولا و صورت جسميه بر مبناى صورت خاص و متشخصى نيست ؛ زيرا نوع صورت جسميه پس از پراكنده شدن نيز محفوظ است . پس آدم مادى از مقتضيات آدم ملكوتى ، و ان از مقتضيات آدم جبروتى و ان از مقتضيات آدم اول ، يعنى همان مشيت الهى است ، و ان از مقتضيات اسما و صفات لاهوتى است . بنابراين آدم و عالم باقى و ماندگارند و فيض و فضل بر مخلوقات همچنان ادامه مىيابد . درست است و خورشيد و منظومه ان ( شمسى ) از بين مىروند و با از ميان رفتن ان همه محامل ان هم از ميان مىروند . خورشيدهاى ديگر و منظومههايشان نيز همين گونهاند . اما خداوند همواره با ايجاد خورشيدهاى متعدد و منظومههاى انها در حال خالقيت ، بارئيت و مصوريت است . او اللّه است ؛ آفريننده بسائط ، پديدآورنده تركيب انها ، و صورتدهنده نوعيت انها است . ازاينرو همواره « امثال » انسان نيز ايجاد مىشوند . چنانكه خداوند متعال فرموده است : أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ « 2 » آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريد ، نمىتواند همانند آنها [ انسانهاى خاك شده ] را بيافريند ؟ آرى ( مىتواند ) ، و او آفريدگار داناست و اين همان رجعت امثال است . چنانكه از كثرت آدم و عالم نيز سخن رفته است . خلاصه ، هنگام انحلال عالم و آدم - كه همان « الطَّامَّةُ الْكُبْرى » « 3 » و رجوع به
--> ( 1 ) . واقعه ( 56 ) : 4 - 6 . ( 2 ) . يس ( 36 ) : 81 . ( 3 ) . نازعات ( 79 ) : 34 .